بدون شرح!!!!!!!!!!!!!!

ناسلامتی همین چند روز پیش یه شهید دادیم آقای فرهادی

ترور........................

ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیا عند ربهم یرزقون-عمران۱۶۹

تفنگ های پر،برای شلیک به مغزهای پر ساخته شده اند!

و مغز های خالی برای پر کردن این فشنگ ها!

شهید مصطفی احمدی روشن

 
 
ماهیت و چیستی یک اثر هنری را باید در خالق آن اثر یافت و اساسا هنر و هنرمند تلازمی لاینفک دارند و ظاهر هنر خبر از باطن هنرمند میدهد و باطن چیزی جز تفکر نیست،حال این تفکر میتواند ملبس به سه لباس اصوات یا اوزان یا صور خیال شود و به فراخور آن؛موسیقی،شعر،رمان،معماری و حتی سینما شکل بگیرد و به یکی از این صورت ها ظهور پیدا کند.در این رویکرد اصل هنر مدرن هنر پرداختن به نفسانیات انسان است چراکه تفکر غربی مقوم بر اصالت سوژه و خواستگا های اومانیستی است.بشر غربی چون در اپیستومولوژی یا شناخت شناسی اش اساسا رویکردی مادی و غیر وحیانی دارد و متافیزیک و ماوراءالطبیعه را انکار میکند به سوژه و اعتباریات ذهنی میدان میدهد و سوژه خود را بر ابژه و نظام عالم تحمیل میکند؛انسان امتزاج نور و ظلمت است(نورانی است به واسطه ی روح و اسیر ظلمت به واسطه ی تن) و بشر غربی به کلی از ساحت نور غافل است و به حجاب ظلمت تن داده است
میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست           تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
لهذا هنری که از بشر غربی متجلی میشود البته اگر بتوان لفظ تجلی را که برای نور است به کار برد،عین ظلمت است.سراسر هنر غرب هنر عریانی است از لباس تقوا و تقید نسب به عالم مافوق ناسوت*و لباس تقوا ذالک خیرا26-اعراف* از عریانی خدایان و اسطوره های یونان باستان در نقاشی و مجسمه سازی آن دوران بگیر تا فیلم های مبتذل و پورنوگرافی مدرن؛لذا هنر در تفکر غربی یک ابداع و اکتشاف است و لاغیر....اما در تفکر اسلامی هنر یک انکشاف است.اکتشاف با سیر در آفاق میسر است اما انکشاف با سیر انفسی و حرکت دل به وجود می آید و در حقیقت هنر اسلامی پرده از رازها و اسرار عالم برمیدارد و یک شهود عقلی عرفانی است؛عقل کلیات عالم را ادراک میکند و لذا بوستان و گلستان ها به عرصه ی وجود پا نهادند اما عرفان این کلیات را به قدم شهود رویت میکند* وکذالک نری ابراهیم ملکوت السماوات و الارض-و اینچنین ملکوت آسمان ها و زمین را به ابراهیم نشان دادیم75-انعام*
نماز عارفان قوس صعود است          تماشاخانه ی کشف و شهود است
شاعر گوش در ملکوت دارد و زبان در ملک و از منبع لایزال الهی می را ساغر و بعضا ساقی در کامش می ریزد و به او القای معنا میکنند
تو مپندار که من شعر به خود میگویم          تاکه هوشیارم و بیدار یکی دم نزنم
یا به قول حافظ:        در پس آینه طوطی صفتم داشته اند            آن چه استاد ازل گفت بگو می گویم
آن چه حافظ را حافظ کرد استاد ازل بود چیزی ورای ابژه و سوژه و این تفکر غربی است که اساسش سوبژکتویسم است؛حافظ حافظه ی ما نیست، حافظ حافظ تفکر ماست تفکری که در عوالم فیضان کلی دارد و این انسان است که مدام نفخات ملائک و شیاطین بر او دمیده میشود؛تا به کدام یک لبیک گوید،هنر به فراخور لبیک به این دو نفخه حادث میشود اگر نفخه رحمانی باشد میشود:
الا یا ایها الساقی ز می پر ساز جامم را                که از جانم فرو ریزد هزار ننگ و نامم را
از آن می ده که جانم را ز قید خود رها سازد          به خود گیرد زمام را فروریزد تمام را
از آن می ده که در خلوتگه رندان بی حرمت          به هم کوبد سجودم را به هم ریزد قیامم را
آری این آتش نای است که در نی جان هنرمند مقید به حضرت الله فتاده است و او را اینچنین مینوازد و در یک جمله باید گفت هنر اسلامی ارجاع انسان است به فطرت ثانی و قالو بلی ای است به عهد الست؛به پایان آمد این دفتر حکایت همچنان باقیست..........

صلح حسنی را قیامی حسینی در راه است-به یاد قطع نامه ی 598(به تعبیر *امام* جام زهر)        

آنچنان مشتی بر دهن استکبار جهانی بزنیم که تا قیام قیامت در سینه تاریخ ثبت شود آری تا کفر وشرک است مبارزه هست وتا مبارزه هست ما هستیم و تا آخر ایستاده ایم که**لن ترضی عنک یهود و نصارا حتی تتبع ملیتهم**  آری در این راه یهود و نصارا از ما راضی نمی شوند مگر با تبعیت از اعتقادات تحریفیشان و عدول از همه ی ارزشهایمان_هیهات هیهات اگر شعب ابی طالب را به لقمه ای به کسری نشینان بفروشم آری یک تکیه نان را 70میلیونی میخوریم اما زیر سلطه ی طاغوت و طاغوت صفتان نمی رویم که در این صورت زیانکاریم                                                     

جنگ امروز جنگ نرم است _جنگ حق و باطل است_چپ و راستی /شیعه وسنی/عرب و عجمی/ وجود ندارد- آنچه باید باشد  وحدت کلمه است و آن کلمه لاالله الا الله است.

کجای این جبهه ای؟؟؟؟؟؟؟

خدایا اگر دستبند تجمل نمی بست دست کمانگیر ما را

کسی تا قیامت پیدا نمیکرد از آن گوشه ی کهکشان تیر ما را

ولی خسته بودیم و یاران همدل به نانی گرفتند شمشیر مارا

ولی خسته بودیم و میبرد طوفان تمام شکوه اساطیر ما را

طلا را که مس کرد دیگر ندانم چه خاصیتی بود اکسیر مار ا                                        

                                                                                                                                                                                       

این عمار؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


ا

.اکران عمومی آثار جشنواره مردمی فیلم عمار در شهرستان ایذه.


.زمان: شنبه و یک شنبه 10 و 11 دی ماه  ساعت 17:30.


.مکان:کانون شهید مطهری(رحمت الله علیه).


 گروه فرهنگی آرما 


از نسل طوفان زادها.........

برادر خوانده ها! تبعیدی تابوت بر دوشم

هنوز از ضربه ی شلاقتان آهنگ می نوشم

در این وادی پی نعش برادر زاده می گردم

به دنبال صدای مردمی آزاده می گردم

مرا هرچند،بار هجرتی صدساله بر دوش است

غم غربت ندارم،کاین بیابان کاروان جوش است

برادر خوانده ها!جنگ جمل در پیش رو داریم

سخن کوتاه،میدان عمل در پیش رو داریم

اگر نظم نوین هر لحضه در خون میکشد ما را

شهادت از گلوی غرب بیرون میکشد ما را

رها می گردد آخر صلح ما در نیزه ها در باد

فرو می پاشد از هم هفت بند غرب غربت زاد

<<مرحوم محمدرضا آغاسی>>

شعر اعتراض......

سلام دوستان عزیزم........

تو این شرایط و انقلاب های اخیر بعضی ها سعی کردند و میکنند که این بیداری بزرگ رو انسانی تفسیر کنند نه اسلامی....اما شعر زیر جواب کوبنده ایست به تمام تحلیل های سیاسیون............

نمی دونم از کیه ولی هرکی گفته گل گفته.....

باز از بام جهان بانگ اذان لبریز است

مثنوی بار دگر از هیجان لبریز است

بحر آرام دگر باره خروشان شده است

ساحل خفته پر از لولو مرجان شده است

دشمن از وادی قرآن و نماز آمده است

لشکر ابرهه از سوی حجاز آمده است

با شماییم شمایی که فقط شیطانی است

(دین اسلام نه اسلام ابوسفیانی است)

با شماییم که خود را خبری می دانید

و زمین را همه ارث پدری می دانید

با شماییم که در آتش خود دود شدید

فخر کردید که هم کاسهء نمرود شدید

گرد باد آتش صحراست بترسید از آن

آه این طایفه گیراست بترسید از آن

هان! بترسید که دریا به خروش آمده است

خون این طایفه این بار به جوش آمده است

صبر این طایفه وقتی که به سر می آید

دیگر از خرد و کلان معجزه بر می آید

سنگ این قوم که سجیل شود می فهمید

آسمان غرق ابابیل شود می فهمید

پاسخت می دهد این طایفه با خون اینک

ذولفقاری زنیام آمده بیرون اینک

هان!بخوانید که خاقانی از این خط گفته است

شعر ایوان مدائن به نصیحت گفته است

هان بترسید که این لشکر بسم الله است

هان بترسید که طوفان طبس در راه است

یا محمد(ص)! تو بگو با غم و ماتم چه کنیم

روز خوش بی تو ندیدیم به عالم چه کنیم

پاسخ آینه ها بی تو دمادم سنگ است

یا محمد(ص)! دل این قوم برایت تنگ است

بانگ هیهات حسینی است رسیده از راه

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله