ترس و لرز.......

سرم گیج می رفت اصلا حواسم نبود امتحانم رو خراب کرده بودم استرس شدیدی داشتم,زمستون هم شده بود قوز بالاقوز و لرزم رو بیشتر میکرد.توی همین هیری ویری یاد ضرب المثل" جوجه را آخر پاییز می شمارن" بدتر حالمو می گرفت حالا اگه جوجه ها جوجه بودن یه چیزی؛اردک زشت که دیگه نیاز به شمارش نداره...خلاصه سعی میکردم هر طوری شده به خودم روحیه بدم و وانمود کنم که اتفاق خاصی نیفتاده انشالله پایان ترم جبران میکنم,نشد واقعا نشد هرچی باخودم کلنجار رفتم تا بتونم خودم رو کمی آروم کنم   نشد. توی خیالات خودم غرق بودم که یک باره ای ترق!! دست دوستم علی رو روی شونه ی سمت راستیم حس کردم یه نگاه بهم کرد و زل زد به چشمام،با دیدن قیافه ی دمق و دپرسم تا هم فیها خالدون ضمیرم رو خونده بود و آروم گفت:"این نیز بگذرد..." 

بشارت منجی در انجیل......

 

((انجیل لوقا))فصل 12بندهای 35-36:

کمر های خود را بسته,چراغ های خود را افروخته بدارید وشما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را میکشند که چه وقت مراجعت کند؛تا هر وقت آید در را بکوبد بی درنگ در برای او باز کنند.پس شما نیز مستعد باشید زیرا در ساعتی که گمان نمی برید پسر انسان می آید.

((انجیل متی))فصل  24بندهای27,30,45

همچنان که برق از مشرق ساطع شده تا به مغرب ظاهر می شود پسر انسان نیز چنین خواهد بود...آنگاه علامت پسر انسان در آسمان پدیدار گردد ودر آن وقت جمیع طوایف زمین سینه زنی کنند و پسر انسان را ببینند که بر ابرهای آسمان با قوت  وجلال عظیم می آید....آسمان و زمین زایل خواهد شد,اما سخن من هرگز زایل نخواهد شد اما از آن روز و ساعت هیچ کس اطلاع ندارد حتی ملائکه ی آسمان....بنابراین شما نیز حاضر باشید زیرا در ساعتی که گمان نبرید پسر انسان می آید.

((انجیل یوحنا))فصل12 بندهای24-36

از آن ساعت و روز غیر از پدر هیچ کس اطلاع ندارد نه فرشتگان در آسمان و نه پسر هم,پس بر حذر و بیدار شده دعا کنید؛زیرا نمیدانید آن وقت کی شود.....پس بیدار باشید؛زیرا نمیدانید در چه وقت صاحب خانه می آید,در شام یا نصف شب یا بانگ خروس یا صبح.مبادا ناگهان آمده و شما را خفته یابد.

((انجیل یوحنا)) فصل12 بند های27-29

و به او قدرت بخشیده است که داوری هم بکند زیرا پسر انسان است و تعجب مکنید؛زیرا ساعتی می آید که در آن جمیع کسانی که در قبور هستند آواز او را خواهند شنید و بیرون خواهند آمد هر که اعمال نیکو کرد برای قیامت حیات و هر که اعمال بد کرد به جهت قیامت داوری.

((مکاشفه یوحنا))فصل12بندهای1-5

و علامتی عظیم در آسمان ظاهر شد,زنی که آفتاب را در بر دارد,ماه زیر پاهایش و سرش تاجی از دوازده ستاره است و آبستن بوده از درد ناله و از عذاب زاییدن فریاد بر می آورد.....پس پسر نرینه را زایید که همه ی امت های زمین را به عصای آهنین حکم رانی خواهد کرد و فرزندش به نزد خدا و تخت او روبده شد....

((رساله پولس به رومیان))فصل15بند12

.......و آنکه برای حکم رانی امت ها مبعوث شود امید امت ها بر وی خواهد بود.

((کتاب اعمال رسولان))فصل1 بند های9-11

......همین عیسی که از نزد شما به آسمان بالا برده شد,باز خواهد آمد همان طوری که او را به سوی آسمان روانه دیدید.

 

 

سیطره ی کمیت و علائم آخرالزمان(2)

همان طور که در مقاله قبلی گفته بودیم بشر غربی اسیر کمیت است.یکی دیگر از موارد این سیطره آمار است,در سرشماری و آمار صرفا براساس نمودار ها و تحلیل های ریاضی بررسی میشوند و ذره ای به کیفیات متفاوت افراد توجه نمی شود مسلم است که هر انسانی روحی دارد و صفاتی متعلق به آن روح که نحوه ی ارتباطش را با خدا, خود و خلق خدا را مشخص میکند ولی آمارگیری امروزه از این مهم غافل است؛گویی که انسان ها کالایی متحدالشکل اند که میتوان با آمار و احتمالات مناسبات بین آنها را مشخص کرد برای مثال آمار فقط فقر و ثروت افراد جامعه را مشخص میکند(البته این در جای خود صحیح است) اما میزان امید به زندگی در خانواده فقیر ولی متوکل به خدا و یا خانواده ی ثروتمند ولی بی آرامش را چگونه وارد معادلات خود میکند مسلما عاجزتر از آن است که بتواند این قبیل امورات را تعین کنند چون از سنخ کیفیات هستند.بر عکس در تمدن های سنتی و بالاخص اسلامی عالم و آدم را جلوه ای از رخ یار میداند که تکوینا به سمت حضرت الله در صیرورت اند و همه وام دار اویند.اما بشر غربی بسان لاک پشتی در لاک خود خزیده است تا در تاریکی محض فرو رود و سر خود را به آن خوش کند که مبادا نور خورشید بدان بتابد و از این خواب گران برخیزد آری آنکه خوابیده است را میتوان بیدار کرد اما آنکه خود را به خواب زده است را چطور؟حتی نظم امروز هم یک نظم نهلیستی(پوچ انگارانه) محض است که دبرای سوق دادن بیشتر بشر در منجلاب غفلت از ساحت قدس شکل گرفته است.نظمی که ماحصل آن همین متحدالشکل کردن افراد است تا جایی که گویی همه ی ابنا بشر در کلیت جهت گیری زندگی خود هدفی مشترک دارند که غایت آن مایگرای به معنی اخص کلمه است.......

یقینا با طلیعه ی ظهور حضرت حجت(عج) بشر از سیطره ی کمیت خلاص میشود و خداوند و غیب عالم را حاضر و ناظر در سعه ی وجود میابند و آن زمان است که زمین حقیقتا بهشت میشود و جایی برای پوچ گرایی که سوغات بشر مدرن است نمی ماند؛ما منتظر آن روزیم که نگاه ها از زمین به ملکوت حقیقت معطوف شوند و این برای بشریت ممکن نیست مگر با ظهور حضرت صاحب امر(عج).

مهدی!اگر از منتظرانت بودیم         چون دیده نرگس نگرانت بودیم

با این همه روسیاهی و سنگدلی       ای کا ش که از همسفرانت بودیم

 

خمینی می تواند تفاهم کند یا ظلم؟غلط می کند

شما ديديد كه روزنامه اطلاعات در روز سه شنبه هجدهم فروردين نوشت كه روحانيين بحمد اللَّه خيلى جاى خوشوقتى است، بعضى مجلات هم نوشته بودند، لكن اين بيشتر منتشر مى‏شود، جاى خوشوقتى است كه مقامات روحانى با دولت موافقت كردند در انقلاب شاه و ملت. رفتند تهران اعتراض كردند كه آقا اين روحانى را معرفى كنيد؛ اين خمينى است؟ تا ما بگوييم عَلَيْهِ اللعنة. ساير علماى اسلامند؟ خوب معرفى كنيد؛ دست بگذاريد رويش. . . اينهايى كه با شما يك قرارداد سرى كرده‏اند، خوب اسم ببريد. آقا، اگر مردى اسم ببر؛ بگو كه خمينى، توى حبس ما رفتيم پيش او، و او گفت كه بر گذشته‏ها صلوات! خمينى غلط مى‏كند همچو حرفى مى‏زند خلاف دين اسلام؛ خمينى مى‏تواند تفاهم كند با ظلم؟ غلط مى‏كند. خمينى آنجا هم كه بود، تو حبس هم كه بود، مجد اسلام را حفظ مى‏كرد، مى‏تواند حفظ نكند؟ اسلامى كه پيغمبر اسلام اين قدر زحمتش را كشيده است؛ ائمه هُدى‏ اين قدر خون دلش را خورده‏اند؛ علماى اسلام اين قدر زحمت كشيده‏اند؛ خمينى و امثال خمينى مى‏توانند كه يك چيزى بگويند كه بر خلاف مصالح اسلام باشد؟ خمينى را از جامعه بيرون مى‏كنيم.

صحيفه امام    ج‏1    290

 

طوبی محبت.....

سلام دوستان عزیز راستش من دوست داشتم  وبلاگم در مورد مسایل فکری و فلسفی باشه اما فکرشو که کردم دیدم وبلاگ بدون اخلاق مث علم بی ایمانه و ریشه در تفکر سکولاری داره از این پس تصمیم دارم سخنان حکیمانه عارف باالله و سالک سوخته ره حق مرحوم دولابی رو هر از چند گاهی بذارم تو وبلاگم.

*هر روز هفتاد بار استغفار را ترک مکن؛عموما عصر و دم غروب شیعیان را غم میگیرد و با استغفار بر طرف می شود.با این استغفار دل پاک می شود و شیطان به دل پاک راه ندارد.

*افراد معصیت کار که توبه می کنند مهمان تازه وارد خدایند و خدا آنها را دوست دارد.

*غفاریت خدا یعنی این که هیچ گناهی برای خلقش قایل نیست و به گناه خلقش توجهی ندارد.کسی که بعضی را ببخشد و بعضی را نبخشد غفار نیست.پس تنها باور خودت شرط است.البته وقتی که این را باور کردی به خودت می گویی در دیزی باز است ولی حیای گربه کجا رفته؟آن وقت ادب میکنی و از گناه پرهیز میکنی.

*غفاریت و غفوریت خدا گناهی برای خلق باقی نگذاشت.استغفارهای ما برای این است که خودمان باور کنیم بخشیده شده ایم.

*خداوند میگوید اصلا من گناه تو را ننوشتم که آن را ببخشم؛ملائکه نوشته بودند که آن را هم با استغفارت پاک کردی.

*برای گناه دوستانتان روزی هفتاد بار استغفار کنید و الا راهتان مسدود خواهد شد.وقتی اسنغفار کنی دورت خلوت میشود آن گاه علی(ع)در کنارت مینشیند.استغفار یکی از دو امان الهی است(نویسنده:امان دیگر حضرت محمد(ص)است جای دیگری فرموده اند)

*دو رکعت نماز بخوان و به خداوند عرض کن خدایا هر کس را به من بدی کرده است بخشیدم؛تو هم مرا ببخش.آن وقت ببین خدا با تو چه کار می کند.

*لعن بر دشمنان اهل بیت(ع) استغفار خواص است.

*اینکه فرموده اند روزی هفتاد بار استغفار کن تکرار برای باور است؛یعنی آن قدر تکرار کن تا باور کنی خدا تو را بخشیده است.

مصباح الهدی264-269

سیطره ی کمیت و علائم آخرالزمان(1)

شاید قبل از هر چیز بهتر باشد دو کلمه کیفیت و کمیت که شاکله بحث ماست را ابتدا به ساکن تعریف کنیم؛کمیت یعنی آنچه که تعین دارد یعنی بتوان اندازه برایش مشخص کرد مثل وزن اجسام,طول,حجم,سرعت,مساحت سطوح و.....کیفیت آن چیزی است که نمیتوان اندازه گرفت و تعین خاصی ندارد مانند عواطف انسانی,عشق و ایمان به غیب و خدا,روح انسان و....حقایق عالم از سنخ کیفیات هستند و واقعیات جهان(آنچه که با حواس پنج گانه حس میشوند) از سنخ کمیات؛اگر آن نور ازلی که با تجلی اش عالم بوجود آمده را راس یک مثلث بگیریم هر چه از راس دورتر میشویم به جنبه های کمی عالم نزدیک تر میشویم از این رو قرآن کریم عالم ناسوت را دنیا که از ریشه دنی به معنی پست است نامیده است چون محل ظهور کمیات عالم اند البته این بدان معنا نیست که جهان کمیت از کیفیت عاری است بلکه در تفکر عرفانی اسلامی آدم و عالم مجلی حضرت حق اند و همه ی عوالم ملکوت و جبروت و لاهوت و....در جهان پیرامون ما حاضر و متجلی اند حتی در روایات داریم که برزخ و قیامت همین الان هم موجودند.

علم غربی علم به کمیات است و از هرگونه توجه و التفات به کیفیات عالم غافل است؛دقیق ترین علم امروز علم ریاضی است چون صرفا یک علم کمی است که با اندازه و تعین سر و کار دارد.شروع این تفکر کمی از دکارت آغاز میشود(البته ریشه آن در یونان باستان نیز جای بحث دارد) دکارت عالم را بی روح تحلیل میکرد و نظریه مکانیستی را مطرح کرد و معتقد بود جهان فقط متشکل از بعد(مکان) و حرکت است و حیوانات را ماشین های متحرک فاقد روح میدانست.روح انسان را نیز تاویل به امورات روانی میکرد روانی که زاییده ذهن و مغز انسان اند.رفته رفته این تفکر علوم امروزی در آمد که تماما به جنبه های کمی عالم میپردازد.مثلا ملائک و غیب عالم از سنخ کیفیات هستند  ولی چون نعوذبالله در آزمایشگاه اثبات نمی شوند و غیر قابل اندازه گیری هستند از منظر علم(بخوانید جهل مرکب)غربی وجود ندارند.آنچه که حایز اهمیت است این است که علم امروزه حتی شناخت دقیقی هم از واقعیات عالم ندارد چون هیچ چیزی کمیت محض نیست و لااقل یکسری جنبه های کیفی نیز دارد بع غیر از علم ریاضی که علم دقیق است چون کمیت محض است مانند1,2,3,4........ که این علم نیز انتزاع ذهن است ودر خارج تحقق ندارد.....ادامه دارد............

 

عاشورای خون........

و اگر نبود حضرت زین العابدین(ع) در خیام حرم همانا زمین از قهر گناه عظمی یزیدیان در خود فرو میپیچید و اقطار آسمان ها ویران میشد و نور خورشید به سردی میگرایید اما.............اما دادار آفرینش اینگونه خواسته است*لو بقیت الارض بغیر اماما لساخت-اگر زمین از امام خالی شود زمین و زمان منهدم میشوند*

آری اینگونه بود عالم تکوین که جنودالله اند سر تسلیم در مقابل تشریع  فرود آورده و بر یزیدیان نتاختند...........

انتقام باشد به وقتش*ان ربک لبالمرصاد-همانا خدایت در کمین است.فجر14*

 

 

 

 

 

 

سپاه قدس!!!!!!!!

اینها که ایستاده اند در وال استریت

و داد میزنند99در صد ما

اینها هم از سپاه قدس اند؟!

یازده سپتامبر هم لابد کار سپاه قدس بود!

و کسری بودجه آمریکا

سقوط ارزش آقای اوباما.....

حتی گرسنگی سومالی

سقوط بورس لندن

کوررنگی سازمان ملل وسونامی هایی که در راه اند.......

تمام شان کار سپاه قدس است!

دمپایی یی که رد شد روزی

از کنار گوش آقای بوش کار سپاه قدس بود!

و مردمی که میجنگند در لیبی

تمام شان عضو سپاه قدس اند!

جوانان میدان التحریر

زنان بحرینی

که خواب شاه عربستان را آشفته کرده اند

یک شعبه از سپاه قدس اند!

استاد ویکی لیکس ترور مالکم ایکس هم لابد کار سپاه قدس بود

با این همه عالی جناب اوباما!

حکایتیست که میگوید:هیچ شیری موش مرده نمی گیرد لا اقل میگفتی گاویی

بوفالویی پرزیدنت صهیونیستی.....شما که در هالیوودتان گنجشک را با هواپیما عوض میکنید

آدمها را با روبات غولهایی میسازید که هرچه تیر میخورند نمی میرند

شما که میتوانید از یک موش مرده یک شیاد بسازید

و هر لحظه از دوربین هایتان یک فاحشه بیرون بیاورید

میتوانید از ترکیب کوکایین و کوکا کولا جاسوس بسازید

اما ما هم پیکار نبودیم گیرم به طنز در نطنز

یا به جد در نجد عشق را غنی سازی کردیم با عقل

پیوند زدیم شعر را با فریاد

عالی جناب اوباما! با همان دماغ پینوکیوی ات

از زیر دشداشه ی شیخ نفت

بیرون یبا لطفا....حالا نوبت توست

یاحبیبی.....تکان نخور که منفجر خواهی شد

در زیر کلاه کوچک شیمون پرز!

تکان نخور آقای شیمون پرز! که متصل شده با فیبر نوری

به دمت بچه های سر راهی بالاترین......

و متصل شده اند به تو جرسی ها و چرسی ها

با تمام تخس هایی

که پستان مادرشان را گاز گرفته اند

که متصل شده اند به تو جیرجیرک ها و قورباقه ها

و متصل شده است به تو خبرگزاری بی بی سی

با تمام نوه ها و نتیجه هایش تکان نخورید!

تمام تان در محاصره سپاه قدس اید!

لبخند بزنید قطنامه صادر کنید

و شکلک در بیاورید

شما در مقابل دور بین مخفی مردم قرار دارید........

 <<<<علیرضا غزوه>>>>

چیستی تاریخ.......

بحث از تاریخ یک بحث ماهوی است یعنی برای شناخت آن باید در چیستی آن غور و تعمق کرد.تاریخ را از سه منظر میتوان بررسی کرد1)تاریخ نقلی 2)تاریخ علمی 3)تاریخ فلسفی؛آنچه در این مقال مد نظر ماست فلسفه ی تاریخ است,بر کسی پوشیده نیست که تاریخ زاییده ی انسان هاست زیرا که از بین تمام عالم ممکنات تنها اوست که صاحب اراده و اختیار و قدرت تفکر است.پس بحث از تاریخ به نحوی بحث از انسان است؛حقیقت وجودی انسان در عبد خدا بودنش متجلی است خدایی که انسان را بر همه ی عوالم وجود برتری داد و او را اشرف مخلوقات و جانشین خود در روی زمین قرار داد و او را مصداق*و علم الادم الاسماء کلها-بقره30-35* قرار داد.انسان همانند آیینه ای است که میتواند مجلی اوصاف و اسماء حضرت الله باشد و در تمام عوالم وجودی تنها انسان بود که این ظرفیت را داشت تا بتواند مظهر کلیه اسماء خداوند باشد و بار امانت را بر سفت جان کشد*انا عرضنا الامانه علی السماوات و الارض و............حملنا الانسان انه کان ظلوما جهولا:همانا ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوهها عرضه کردیم نپذیرفتن و انسان بود که پذیرفت انسانی ظلوم و جهول-احزاب72*

آسمان بار امانت نتوانست کشید        قرعه فال به نام من دیوانه زدند

فطرت انسان طوری سرشته شده است که این قابلیت را دارد که با تزکیه و حکمت تمام اسماء را در خود بالفعل کند و هموست که نسبتش با این اسماء تغییر میکند؛یعنی انسان با معصیت مجلی ظهور اسم ضال خدا میشود و خدا اورا گمراهتر میکند حال اگر توبه کرد و طاعت خدا را به طوق گردن نهاد مجلی ظهور اسم هادی خدا میشود و راه میابد.تاریخ ظرف ظهور و بروز این تجلی هاست و اصولا تاریخ صحنه نبرد دو جبهه ی حق و باطل است.در هر دوره ای از تاریخ اسمی از اسماء حضرت الله ظهور میکند.

در این نوبتکده ی صورت پرستی      زند هرکس به نوبت کوس هستی

حقیقت را به هر دوری ظهوری است    ز اسماء بر جهان افتاده نوری است

و این با اختیار انسان منافات ندارد چرا که هر وقت روح جمعی جامعه ای بر عهد یا تفکری(چه تفکر توحیدی و چه  شرک آلود) مناسبات خود را شکل داد بسته به آن تفکر و فرهنگ غالب خدا اسمی از اسماء خود را متجلی میکند*ان الله لایغییر ما بقوم حتی یغییروا ما باانفسهم:و خدا سرنوشت هیچ قومی را تغییر نداد مگر اینکه آنها خودشان را تغییر دادند*.

تمدن غرب چون بر اساس اومانیسم(انسان محوری-انسان بریده از وحی و متکی به عقل جزوی خود) شکل گرفته است و به حقیقت عالم نظر ندارد مظهر اسم ضال خداست و رو به اضمحلال؛ از طرف دیگر انقلاب اسلامی بر تفکر توحیدی قوام یافته است و زمینه ساز ظهور حضرت مهدی(عج) است تا اسم هادی خدا متجلی شده و بشر را از این ظلمات آخرالزمانی برهاند, از این رو مهدی نامش نهاده اند به امید آن روز........

یارم چو قدح بدست گیرد      بازار بتان شکست گیرد

هرکس که بدید چشم او گفت    کو محتسبی که مست گیرد

در بحر فتاده ام چو ماهی       تا یار مرا به شست گیرد   

 

و با ز هم محرم........

ن و قلم و مایسطرون....ق قلم با همه ی عظمتش عاجزتر از آن است که بتواند ق عشق را توصیف کند که این قاف همان ق* فکان قاب قوسین او ادنی-وآنچنان نزدیک شد تا تا نکه فاصله او به اندازه دو کمان  یا کمتر شد-نجم9* است و چه بی شرم است آن صاحب قلمی که مقر به *ماعرفناک حق معرفتک *نباشد؛که تواند حسین(ع) را شناخت که ثارالله است و علی ثانی, همان علی که حضرت رسول(ص) در شانش فرمود:یا علی تو را نشناخت کسی مگر من و خدا.حسین لولو و گوهری است در کاف کنت کنزا مخفیا(من گنجی مخفی بودم دوست داشتم شناخته شوم-حدیث قدسی) و چه کسی جز مرجان تواند لولو را بشناسد*و لولو و المرجان-رحمان22*

آری *من طلبنی وجدنی من وجدنی اعرفنی من عرفنی احبنی من احبنی عشقنی من عشقنی عشقته ومن عشقته قتلته و من قتلته فعلی دیه ومن علی دیته فانا دیته-هرکس که مرا طلب کرد یافت و شناخت و محبوب و عاشقم شد و من نیز عاشق او شدم پس هرکس من عاشقش ذشوم میکشمش و دیه آن بر من است پس من دیه او هستم-حدیث قدسی* و حسین(ع) مصداق اتم و اکمل این حدیث است....

حسین(ع) عطش آب داشت ولی نه آن آب در مجاز آنچنان که جاهلان پندارند بلکه آب حقیقی و ماء معین هستی که عالم وجود از آن پا گرفته است*وجعلنا کل شی حیا بالماء-وما همه چیز را از آب حیات دادیم*.که ماء معین آب حیات است و مرگ آغاز این حیات*ولله انی لا اری الموت الا السعادت و حیات مع الظالمین الا  برما-به خدا سوگند من مرگ را جز سعادت و زندگی با ظالمین را جز ننگ نمیبینم.حسین(ع)*

وجز حسین(ع) که تواند در صحرای بلا که *البلا للولا-بلا برای دوستان ماست* علی اصغر خود را به قربانگاه آورد؛آری هموست که پیوندی دیرینه با تمام انبیا داشته که همه به قدم شهود با کربلا در ملکوت حقیقت زیارت کرده اند.

گل کربلا را با بلا سرشتند همان گلی که با آن آدم را سرشتند

گل آدم چو سرشتند و بگاه ازلی       اولین کلمه که آموخت علی بود علی

خون شریان حیات است چون عین تعلق است و حسین(ع) را چون عین تعلق و فنای در الله است را ٍثارالله  نام نهاده اند و حقیقتا نامی جز این برا زنده ی آن امام معصوم نیست.......

قلمم را حیف آمد ترک یار و وصفش چرا که هر کس دم ز ولای اهل بیت زد لب فروبستن چون؟ولی چاره ای نیست که در عالم ظلمانی ناسوت هبوط کرده ایم.